محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )

مقدمهء مترجم 42

مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )

فاتحهء آن - و نيز در كتاب نفحات الهيه فراوان آمده اشاره كنيم « 1 » . اصولا مقصد اعلاى صوفيان معرفت حقايق است بطريق افاضه و اشراق ؛ كه از آن به علم حقيقت تعبير مىكنند و موضوعات آن معرفت توحيد و معرفت نفس و روح و قلب و سرّ و عقل و برافتادن حجابهاى روح انسان و ظهور عوالم مختلف از ملك و ملكوت و بيان تجلى ذات و صفات و بيان وصول به حضرت حق كه نتيجه عنايت الهى و تصرف جذبات الوهيت است مىباشد . حال به شرح برخى از اصطلاحات اين طايفه - از كلمات شيخ المشايخ صفى الدين اردبيلى قدس سره - مىپردازيم : نخست واقعه است ؛ و آن اينكه سالك در سعى و اكتساب در منازل خود بين النوم و اليقظة غرايب اشكال و الوان بيند و در آن باب تعقل كند ؛ و چون آن را به عالم صورت آورد واقعه گويند . دوم حال است ؛ اصولا عقل را در « حال » دخالتى نيست ، از اين روى اكتسابى نمىباشد ، صاحب حال دائم در ترقى و تلوين است ، ولى چون انواع انوار تجليات در صاحب حال تأثير كرد و او را به پختگى رسانيد و يك جهت گردانيد ، آن‌گاه از تلوين و ترقى از حالى به حال ديگر مىرسد و در احوال متمكن مىشود و اين را تمكين گويند .

--> ( 1 ) - البته ما در اين مورد كتاب اصطلاحات الصوفيه شيخ عبد الرزاق كاشانى را به نام « فرهنگ اصطلاحات عرفان و تصوف » ترجمه كرده‌ايم كه توسط انتشارات « مولى » چاپ شده و در دسترس عموم قرار دارد . اما موضوعى كه لازم به تذكر است اينكه اين كتاب در اصل به صورت ابجدى بود و ما براى تسهيل و سرعت مراجعه آن را هجايى قرار داديم و اين گنجينهء نفيس كه هفتصد سال بود به زيور ترجمه آراسته نشده بود ؛ به حمد الله با لطف الهى كارش پايان يافت ، خلاصه اين كه اصطلاح و معمايى در اين كتب علمى عرفانى - به ويژه كتب شيخ محيى الدين بن العربى و تلميذش شيخ كبير صدر الدين محمد بن اسحق قونوى - نيست جز آن‌كه در آن كتاب آمده است ، لذا اين كتاب براى خوانندگان اين قبيل كتب بخصوص كتاب كبير مصباح الانس ؛ از اهمّ واجبات و حكم افزار كار را دارد كه راه را بسيار نزديك مىكند ، و اين ده اصطلاح را بعنوان تبرّك از كتاب صفوة الصفاى ابن بزاز كه به نام مقالات شيخ صفى الدين اردبيلى قدس سره است ، گلچين كرده و در اينجا گذاردم ؛ تا اين گلستان به اين گل و اين بستان به اين سنبل آراسته و مزين گردد .